تو نيستي
تو نيستي عشق من
شايد هم اين ، تو نيستي!!!!
اما هميشه بيادتم
من الان ناراحت نيستم
من احساس شكست ندارم
حتي حس ميكنم عاشقتم
از اينكه ديشب به خوابم اومدي ممنونم
ميدونم كه روحت متعلق به منه
هرچند كه تا آخر عمرم نبينمت
ديروز كه اومدي سركارم، من بلافاصله رفتم بيرون
دوست داشتم وقتي عاشق هميم، همديگرو ببينيم، نه اينكه ديروز! با اين يك هفته كشمكشي كه باهم داشتيم
وااااي احمد، حتي تو هم از من جدايي
من هميشه خودتو ميخواستم نه شرايطتو
خودِ خودِ خودت
با تمام خوبيها و بديهات
ايكاش تحصيلات نداشتي!
يادته، اونوقتا كه تازه فوق ميخوندي چقدر باهم مچ بوديم؟!
يادته اونوقتا كه ماشين... نداشتي، چقدر عاشقم بودي؟!
يادته اونوقتا كه خونه عزيز بودي و يه اتاق فكستني داشتي كه انگار با جارو رنگ آبي نفتي زده بودن چقدر براي هم جذابيت داشتيم؟!
الان هم حاضرم به نصف داراييهاي اون موقعمون برگرديم ولي بديها و كينه ها را بينمون از بين ببريم
من در ٧:٣٠ صبح ١٦ شهريور ٩٠ اينارو مينويسم
من با تمام وجودم خودم را به تو دادم
تمام احساساتمو به تو بخشيدم
اما نه به اين خاطر كه تو بهتريني
نه!
به اين دليل كه عاشقتم
يه دوستي دارم به نام مجيد
اين پسر خيلي گله
چند سال قبل با يه دختره دوست شد و عاشقش شد
كليه دوستام از جمله خودم، بهش گفتيم كه اين خانم رسماً قيمت داره و جي جيه!
اما اون مجيد بيشتر مصمم شد كه باهاش باشه و باهاش ازدواج كنه
ايكاش تو هم منو با نگاهي ميديدي كه لااقل عشق واقعي بود، نه اينكه خيلي ماهرانه براي سكس بيشتر با من!
ته اين قصه را ميدونم
يه دوراهي جلو پاته
يا سعي ميكنيم اشتباهاتمونو جبران كنيم و همه بديها رو به فراموشي بسپاريم و دوباره از خاكستر عشقمون ، عشق جديدي بسازيم و روحي پاك در اون بدميم، بدون هيچ شيله پيله اي و با تمام صداقت و تا آخر دنيا به هم وفادار بمونيم
يا اينكه هركدوممون بره به دنبال بخت خودش و با اشخاص ديگه مراوده كنه، تا اينجاش كه خوبه اما از اينجا به بعد روزگار دست بكار ميشه و تاوان كارامونو ازمون پس ميگيره
دعا ميكنم براي بخشش ديرمون نشه و دعا ميكنم كه خدا ببخشتمون
خيانتهايي كه من به همسر آيندم كردم
و در مقابل تو به من